شيخ ذبيح الله محلاتى

103

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

به من فرمود يا على مردان قريش مرا عتاب كردند كه دختر ترا خواستيم بما ندادى و بعلى بن ابى طالب عليه السّلام تزويج نمودى من به ايشان گفتم و اللّه من شما را منع فرمودم و او را بعلى تزويج نمودم براى اينكه جبرئيل بر من نازل شد و گفت خداوند مىفرمايد ( لو لم اخلق عليا لما كان لفاطمة كفو على وجه الارض آدم و من دونه ) و در امالى از حضرت صادق منقول است كه فرمود ( لو لا ان امير المؤمنين تزوجها لما كان لها كفو الى يوم القيمة على وجه الارض آدم و من دونه ) و به همين مضمون است حديث معاني الاخبار و غير آن كه اگر خداوند متعال خلقت على نمىكرد كفوى از براى فاطمه نبود و معنى كفائه تساوى و برابرى مرد و زن است در اسلام و ايمان و قوليست آن قدرت و تمكن مرد است در نفقه بالفعل يا بالقوه و در نزد علماء اماميه بالقوه مشهورتر است بالجمله چون فاطمهء زهراء سلام اللّه عليها معصومه بود غير معصوم نمىتوانست او را تزويج كند و مذهب امامية همين است كه معصومه را غير معصوم نبايد تزويج كند و اگر جائز باشد بايد گفت شخص فاسقى معصومه را مطيع خود سازد و او را بر خلاف رضاى خداوند متعال امر نمايد و خداوند منان ابا دارد بنده مطيعه را در تحت فرمان مرد عاصى قرار بدهد و لكن به عكس جايز است چنان كه انبياء و ائمه هر زنى كه خواسته‌اند معصومات نبودند بازمىگوئيم جهت اينكه معصومه نبايد زن غير معصوم شود آنست كه معصومهء مصيبه است و غير معصوم مخطى و آنكه داراى عصمت است بر غير معصوم شرف دارد و جائز نيست اهل صواب در اطاعت اهل خطا بيايند و با فرض اطاعت او منافى با رضاي حق است و مىگويند المرأة تاخذ من دين بعلها بنابراين كفو فاطمه منحصر بعلى مىشود چون امير المؤمنين عليه السّلام بصريح آيهء مباهله نفس نفيس مقدس نبوى است نه بطريق حقيقت بلكه بنحو مجاز چون اتحاد بين اثنين محالست پس اقرب مجازات اشتراك است يعنى بمفاد كريمة ( النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ) آن جناب اولويت بر تمام نفوس داشت و جناب امير عليه السّلام كه نفس شريف پيغمبر است همان اولويت از براى ايشان هم ببرهان عقل و نقل و كتاب و سنت ثابت است يعنى آنچه از كمالات نفسانيه و ملكات رحمانية در آن وجود مقدس موجود بود در ذات ستوده‌صفات جناب امير المؤمنين عليه السّلام موجود